شير على خان لودى
8
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
يار ما هر ساعتى آيد به بازارِ دگر * تا بُوَد حسن و جمالش را خريدارِ دگر ليكن ناظر عامّى به واسطهء تعاقب امثال و سرعت اتّصال در غلط مىافتد و مىپندارد كه وجود عالم بر يك حال است و دور ازمنهء متواليه بر يك منوال ، فيظنّ النّاظر أنّها أمر واحد مستمرّ ، رباعى : سبحان اللّه زهى خداوند ودود * مستجمع فضل و كرم و رحمت و جود در هر نفسى برد جهانى به عدم * و آرد دگرى چو آن همان دم به وجود تا اينجا كلام مولويست . و ايضا حادثهآباد عالم مقاميست منقلب كه هر حادثهاى به نوعى ديگر بگردد و قومى در هر زمانى به لغت و زبانى و اصطلاح و بيانى ديگر پديد آيند ، شاهدِ دهر فريبنده عروسيست ولى * نيست معلوم كه كاوس كيَش دارا بود اقترانات كواكب و طوفانات و حوادث و انقلابات و قتل عام و وباى عام ، همه باعث آن است كه تبديل احوال شود ، پس هرگاه صفت تجدّد امثال بر جميع مكوّنات ظهور داشته باشد ، اگر در سخن كه هوائى است متموّج و باديست گرهزده ، صورتپذير شود ، محلّ تعجّب نيست . از اينجاست كه هرچند ذوى العقول سلف اساس سخنورى نهاده و در علوّ مدارج والاى آن به دستيارى فهوم وافيه و اذكيهء صافيه و اداى لغات و ايراد مشكلات و الفاظ بيگانه و مصطلحات غير متعارفه جهد بليغ فرمودند ، امّا عالىفطرتان متأخّرين ، حسن چهرهء آن را به رنگ تكلّف لفظى و تصنّع معنوى و طرز نازك و اداى رنگين و خيالبندى و معشوقتراشى صفاى ديگر بخشيده ، به اعلى مراتب دلفريبى و روانپرورى رسانيدند ، و در اين تذكره متأخّرين را از شعراى عهد والانشان مسندنشين نصرت قران عدالت قرين ، ابو المظفّر شهاب الدّين محمّد صاحبقران ثانى شاه جهان ، پادشاه غازى - أنار اللّه برهانه - كه وقت تلبّس كسوت هستى و هنگام ظهور اين مسافر گذرگاه دنياست ، مىشمارد و به رعايت ترتيب روشنگر آينهء مدّعى مىگردد ، چون شعراى ماضى و حال در اقليم ، زياده از آنند كه طاير سريعالسّير قلم در هواى احصاى آنها بال پرواز گشايد ، يا در فضاى انحصار آن جماعت به بازوى اهتمام طيران نمايد ، بناء عليه به ذكر طايفهاى از قدما كه غازهء اشتهار بر ابروى مبارك كشيده ، به بقاى نام نيك كه حيات ابد و زندگى جاويد عبارت از آن است ، در نزهتآباد عدم غنودهاند ، اكتفا نمود . و از متأخّرين نيز جماعتى را كه بهمدد طبع رسا بر كاخ بلندآوازگى برآمده ، در مدارج افواه خاصّ و عام ، مشربى شايسته به هم رسانيدهاند ، اختيار كرد ، و چون اكثرى از صنايع شعرى كه سبق ذكر يافت ، بر شناوران درياى لفظ و معنى ، مثل آب گوهر روشن است ، به احاطهء جميع آنها نپرداخته ، به ايراد شمّهاى از نتايج طبع هريكى منّت بر سامعهء مستمعان حقيقتشنو خواهد